عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
203
كشف الحقايق ( فارسى )
و خود را به قناعت و رضا و بتوحيد و شناخت حقتعالى آراسته كن از دوزخ خلاص يا بى و به بهشت رسى اگر بهشتست خود فهو المراد و اگر سبب بهشت است هرآينه ترا به بهشت رساند اينست معنى : فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى . وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى « 1 » اى درويش اگر اين سخنان را فهم نمىكنى روشنتر بگويم : « 2 » بدانكه يكى از دانايى سؤال كرد كه مردم هر كس طريقى دارند و آن طريق را طريق نجات نام نهادهاند و هر كس نفى طريق از آن ديگران مىكند و من در اين ميان سرگردانم و نمىدانم كه كدام طريق پيش گيرم كه نجات من در آن طريق باشد و از آن طريق مرا بهغايت پشيمانى نباشد دانا فرمود كه برو نيكوسيرت باش كه آدمى نيكوسيرت را در دنيا و آخرت بد نرسد و نيكوسيرت هرگز از كار خود پشيمان نباشد . سؤال كرد كه نيكوسيرتى چون باشد ؟ دانا فرمود كه با هيچكس بدى مكن و با همه كس نيكى كن و هيچكس را بد مخواه و همه كس را نيك خواه كه خاصيت نيكخواهى و نيكنفسى آنست كه اول حال و كار نيكنفس و نيكخواه نيك شود و خاصيت بدنفسى و بدخواهى آنست كه اول حال و كار بدنفس و بدخواه بد شود . پس هر كه بدى مىكند و بدى خلق مىخواهد به حقيقت با نفس خود مىكند و خبر ندارد اينست معنى : يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ « 3 » اى درويش آدمى بدنفس و بدخواه حالى بنقد در دوزخست و در آتش مىسوزد از جهت آنكه دل آدمى بدنفس و بدخواه رنجور است بسبب احوال مردم و هرچند احوال مردم نيكوتر مىشود آتش و عذاب وى سختتر مىگردد اينست معنى : فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً « 4 » اى درويش اگر مىخواهى كه حال تو نيكو گردد هم در دنيا و هم در آخرت نيكنفس و نيكخواه شو و دل را نگاهدار تا رنجور نشود و اگر رنجور
--> ( 1 ) - نازعات 37 - 41 ( 2 ) - فصل ( 3 ) - بقره 6 ( 4 ) - بقره 10